18 مهر 1405
بسم الله بعد از دو سال دعوت شدیم، پس حتما کار مهمی بوده. کلیپ انیمیشن هوش مصنوعی که پخش شد هی غرغر کردم کنار گوش دوستم، او با لب گزیدن رفع و رجوع میکرد. تصاویر همه دختران با بلوز و شلوار بودند، با شال ازاد، گاهی با کلاه لباس مو پوشانده بودند،… بیشتر »
نظر دهید »
13 مهر 1405
بسمالله کاش زودتر میفهمیدم که دانایی کافی نیست و عمل به دانستههای اندک قلمرو دانایی را میگستراند نه بیشتر آموختن. کاش زودتر میفهمیدم چرا وقتی بازاری برای کار در رشتههای دانشگاه نیست چرا دانشگاه بازند و دانشجو میپذیرند و جوانان به دانشگاه… بیشتر »
11 مهر 1405
بسم الله یک شعبه از چندین محل درآمدش موقت پلمپ شده با وضع به همریخته، اشک و ناله میگوید؛ هربار تهران میآمدم جلو مغازه میایستادم و ارزوی بزرگ شدن مغازه را داشتم مثل بچهام بود. خجالت هم چیز خوبی است! فقط و فقط در یک حمله که تو جاده صاف کنش… بیشتر »
09 مهر 1405
بسم الله لحظههای زندگی مثل قطاری شتابان از کنارم گذشت، بهارم عمرم خزان شد و برگهای دفتر زندگیم همچون برگ پاییز زیر پای تصميمهای اشتباهم خرد شد. من ماندم و عمر رفته، آرزوهای خاکستر شده و افسوس روشنایی… . تا آن فانوس طلایی امید رسید،… بیشتر »
05 مهر 1405
بسم الله آسمان آرزویم بود ستارهها،سیارهها، دب اکبر و اصغر، فضانوردی،کهکشانها و بینهایت. سر به هوا بودم، دنبال شکل و نوع ابرها. شبها روی پشت بام به آسمان نگاه میکردم و برای خودم ستارهای پرنور انتخاب میکردم و فردا شب دنبالش میگشتم. هر… بیشتر »
04 مهر 1405
بسم الله خصایص شهید بشری خامنهای را که خواندم، فهمیدم که چقدر از ارزوهایم دورم. طلبهای که رنگ ساق و روسریاش باید ست باشد، چادر منجق و کار شده میپوشد، وسایل خانهاش اخرین مد و برند است، حتی اگر اینها نداشته باشد ارزویش ته قلبش قل میخورد. طلبهای… بیشتر »
01 مهر 1405
بسم الله دین و میهن ما را مادرانی حفظ کرده اند، که با ایثار جان فرزندان شجاع و مومن پرورش دادند و بعد در راه اسلام با سربلندی فدا کردند. این فرزندان دلیر مردانی هستند که از همه رفاه خود میگذشتند و همیشه دیگری را بر خود مقدم میداشتند. کتاب بر فراز… بیشتر »