یا فارس الحجاز ادرکنی

  • خانه 

در جست‌وجوی خود

05 مهر 1405 توسط حَوراء

بسم الله 

آسمان آرزویم بود ستاره‌ها،سیاره‌ها، دب اکبر و اصغر، فضانوردی،کهکشان‌ها و بی‌نهایت.

سر به هوا بودم، دنبال شکل و نوع ابرها. شب‌ها روی پشت بام به آسمان نگاه‌‌ می‌کردم و برای خودم ستاره‌ای پرنور انتخاب می‌کردم و فردا شب دنبالش می‌گشتم.

هر کتاب، مجله و روزنامه‌ای درباره نجوم پیدا می‌کردم می‌خواندم.

وقت انتخاب رشته که رسید، ریاضی فیزیک را انتخاب کردم. هرچه بزرگتر شدم فاصله‌ام با آرزویم بیشتر شد دانشگاهی که رشته هوافضا داشته باشد محدود و پذیرشش شروط خاص داشت، به خودم آمدم دیدم آرزویم محال است و بی‌انگیزه و کم تلاش شدم.

نتایج دانشگاه که آمد حتی نمی‌خواستم انتخاب رشته کنم مادرم اصرار کرد و بعد قبول شدم؛ رشته مهندسی کشاورزی. هرچه در درس‌ها پیشتر رفتم فهمیدم خدا نگاه مرا که مثل یک بچه سر به هوا بودم به زمین زیر پایم و درختان، گل‌ها و گیاهان اطراف توجه داد و عجایب زمین فراتر از آسمان نباشد کمتر نبود، کشاورزی و دامداری شغل غالب انبیا بوده چون خلقت آن‌ها واقعا شگفت انگیز خارق العاده است.

بعدها آسمان را که نگاه کردم، یا زمین و گیاهان، حیوانات و حشرات همه آیه بودند و نشانه؛ حقیقت “نحن اقرب الیه من حبل الورید” بود.

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد

 نظر دهید »

سربار یا سرباز

04 مهر 1405 توسط حَوراء

بسم الله

خصایص شهید بشری خامنه‌ای را که خواندم، فهمیدم که چقدر از ارزو‌هایم دورم.

طلبه‌ای که رنگ ساق و روسری‌اش باید ست باشد، چادر منجق و کار شده می‌پوشد، وسایل خانه‌اش اخرین مد و برند است، حتی اگر این‌ها نداشته باشد ارزویش ته قلبش قل می‌خورد.

طلبه‌ای که فرزند اوری به بهانه واهی کنار گذاشته، تحصیل و کار را با جدیت پی می‌گیرد، طلبه خود نیک پندار طلبه سرباز امام زمان یا سر بار امام زمان؟!

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد

#شهلدت

 نظر دهید »

بر فراز گُلان 

01 مهر 1405 توسط حَوراء

بسم الله

دین و میهن ما را مادرانی حفظ کرده اند، که با ایثار جان فرزندان شجاع و مومن پرورش دادند و بعد در راه اسلام با سربلندی فدا کردند.

این فرزندان دلیر مردانی هستند که از همه رفاه خود می‌گذشتند و همیشه دیگری را بر خود مقدم می‌داشتند.

کتاب بر فراز گُلان روایت زندگی سردار شهید نادر فنا خسرو و بردار شهیدش است. کتاب با زبان روان و شیوا از خلصت شهید ومادر مومنش که ۲ جوان وارسته در راه حق داد و پدرش صحبت می‌کند. خانواده اساس اسلام است برای هدایت و جلب رحمت حق. این کتاب خانواده‌ی نمونه را به شما نشان می‌دهد.

شهیدی که قبل از بذل جان هیچ وابستگی برای خود در این دنیا نمی‌گذارد حتی به اندازه یک کاپشن و آن را می‌بخشد و به دیدار محبوب می رود.

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد 

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 

#به_قلم_خودم

 1 نظر

کلمه

31 شهریور 1405 توسط حَوراء

دریچه‌های ورود قلب گوش و چشم هستند، و شنیده ‌های ما کلماتند، واژه‌ها باید درست استفاده شوند تا مفهوم درستی را منتقل کنند؛ مثلا درگذشته به مشروب نجسی و عرق سگی می‌گفتند که خود واژه باعث بیزاری و حس تنفر می‌شد اما امروز همان مشروب شامپاین و … هزار نام زیبا می‌نامند که نه تنها حس تنفر را برنمی‌‌انگیزاند بلکه باعث کنجکاوی و حس با کلاسی است.

کلمه مهم که حضرت الله و اعلی حق را با کلماتش استوار می‌کند و در قرآن کریم می‌فرمایند، کار یهودی‌ها منحرف کردن کلمات از مواضع خودشان است.

مثال‌های بسیاری در این مورد هست مثلا سلمانی به آرايشگاه و حالا سالن زیبایی تبدیل شد و آرایشگر مدیریت سالن را برعهده دارد.

واقعا کلمات معجزه می‌کنند. پس کلمه‌ها را درست به کار ببریم.

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد 

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 

#روزمره_نويسي

 2 نظر

قیام فاطمه سلام الله علیها

15 آبان 1404 توسط حَوراء

بسم الله

صدای قل‌قل سماور زردرنگ گوشه آشپزخانه هیئت، ناله‌های ریز زن‌های چادری، بوی گلابی که در هوا می‌پیچد، فاطمیه است.

مداح می‌گوید: “آرام گریه نکنید، ارام گریه نکنید، مادرمان را از شهر راندند برای صدای گریه‌هایش؛ بلند بلند گریه کنید.” صدای ناله‌ها، فریاد می‌شود ذره‌های وجومان می‌سوزد از مادری که حتی در دعا همسایه را مقدم می‌دارد و همسایه‌ای که از گریه دخت نبی؛ قرة العین رسول شکایت می‌کند.

“فاطمه سلام الله علیها به زیارت حمزه سیدالشهداء می‌رود و بر سرمزار مطهرش اشک می‌ریزد.”

فاطمیه قیام فاطمه سلام الله علیهاست.

✍️حَوراء

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 

#اللهم_صل_علی_محمد_و_ال_محمد

 نظر دهید »

آزاد یا برده

05 آذر 1402 توسط حَوراء

​بسم الله

زن مظهر زیبایی و لطافت است و نمایش این زیبایی در ذات اوست.

بر اساس حکمت خداوند عده ای به زن محرم می شوند تا او همانطور در جامعه خود را از نمایش زیبایی دور میکند بتواند در بستر خانواده به نیازش پاسخ دهد.
در تمام کشورها زنان عفیف و اصیل پوشیده هستند و تمام ادیان به پوشش بانوان اشاره دارند.
قانون پوشش در بین خانواده های سلطنتی بسیار سخت اجرا میشد و در ایران باستان زنان اصیل و مرفه حجاب داشتند و کنیزان و بردگان خیر.

چون انان را ابزار لذت و کامجویی مردان می دانستند و نیازی به رعایت حجاب از جانب انان نمی دیدند.
ملکه انگلیس به زنان خانواده سلطنتی اجازه استفاده از دامن کوتاه، لاک رنگ تند، ارایش غلیظ، نپوشیدن جوراب، دراوردن کت در مجالس را نمی داد.

حتی در گذشته زنان ملزم به استفاده از کلاه بدوند که بعدها قانون تغییر کرد.
در ایران باستان تنپوشها بلند بودند و نمایش بدن بی شرمی و لباس تنگ و چسبان نوعی توهین و بی تمدنی بود و حتی زنان شوهردار روبند استفاده میکردند.

همچنین از پوششی روسری مانند بر روی موهای خود استفاده می کردند و در تخت های پرده دار بیرون می امدند و با مردها اختلاط نمی کردند.
حجاب انقدر اهمیت دارد که ویل دورانت در کتابش مینویسد حجاب از ایران به سایر ملل منتقل شده است.
در قران کریم برهنگی انقدر زشت است که نوعی کیفر است نه نشانه کمال و تمدن.

پوشش دارای کرامت است و نوعی ارزش، چون مطابق با فطرت ادمی است هر چند با ساده ترین وسیله باشد.
#به_قلم_خودم 

#سوره_اعراف_ایه _۲۲

 2 نظر

برای حضرت مادر

05 آذر 1402 توسط حَوراء

بسم الله

دل درد اذیتم می کرد هرچه درمان خانگی می کردم افاقه نمی کرد برای خرید بیرون رفته بودم که خانم مغازه دار گفت:«چیه به نظر ناراحتی»

گفتم:«چند وقتی است معده درد اذیتم می کند»

خندید و گفت: «مطمئنی معده درده» گفتم: « آره پس چیه؟»

گفت: « باردار نیستی؟»

به فکر فرو رفتم دفعه قبل هم معده ام اذیت می کرد اما مثل الان نبود تهوع صبحگاهی و… . 

نه هیچ کدام از حالاتم مثل الان نبود، نه باردار نیستم.

ایام شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بود رادیو داشت سخنرانی دکتر علی شریعتی را پخش می کرد.
*نه، اینها همه هست واین همه فاطمه نیست*

*فاطمه، فاطمه است*
در دلم آرزو کردم اگر باز هم دختردار شوم اسمش را میگذارم *فاطمه*

چند وقتی گذشته بود هرکس از اطرافیان مرا می دید احتمال بارداری می داد با آزمایش پزشک مشخص شد، باردارم.

حالا که دیگر مطمئن بودم باردارم هرکس نسخه ای تجویز می کرد که چکار کنم فرزندم پسر باشد.

گاهی دلم می خواست فریاد بزنم مگر شما مسلمان نیستید

مگر نمی دانید انسان ها با تقوا بالاتر می روند نه با جنسیت

مگر نسل پیامبر خاتم صل الله علیه وآله وسلم از دخترشان نیست.
اما مادر چند دختر در قومی پسردوست نمی تواند فکری که دین، تحصیلات حتی عصر ارتباطات عوض نکرده، تغییر دهد؛

چون خودشان نمی‌خواهند.

حالاتم با بارداری پیشین فرق می کرد خودم تصور می‌کردم فرزندم پسر است اما دلم برای خانه ام یک فاطمه می خواست.

وقتی ماما فرزندم در آغوشم گذاشت گفت:« دختر داری؟»

با همه وجودم لبخندزدم بچه را بغلم داد و رفت نایستاد تا بگویم اما فاطمه ندارم.

بر زبانم جاری نمیشد اما توی دلم فاطمه صدایش میزدم

دخترها و خانواده شوهرم جمع شده بودند تا اسم دخترم را انتخاب کنند آنقدر سر اسم مشاجره کردند تا تصمیم گرفتند قرعه کشی کنند هرکس اسمی پیشنهاد میداد روی تکه ای کاغذ می نوشتند

حتی نظرم را نمی پرسیدند من هم در سکوت تماشا می‌کردم

قرعه که در آمد و همه موافقت کردند خواهر شوهرم گفت: «زندادش چرا هیچی نمیگی؟ خوبه این اسم»

نمیدانم این قدرت از کجا امد اما گفتم: « من اسمش را وقتی توی شکمم بود *فاطمه* گذاشتم.»

خانم جان نامش را من *فاطمه* گذاشتم اما *فاطمه شدنش* با شما.

#سبک_زندگی_فاطمی

#نامگذاری

#تربیت_اسلامی

 1 نظر

لرزش

05 آذر 1402 توسط حَوراء

​بسم الله 
لوستر تکان می خورد استکان چای روی میز می‌لرزد
صدا از شیشه‌ها و پنجره بلند شده است
بچه‌ها ترسیده اند خودم هم.
اگر ترسم را نشان بدهم واویلا می‌شود دست‌هایم را برایشان باز می‌کنم و می‌گویم: « بیابید بغلم، نترسید چیزی نیست.»
در آغوشم دیگر هراسی ندارند من هم خودم را به آغوش خدا می سپارم.
آرام شروع می‌کنم سوره زلزال را می‌خوانم نگاهشان به من است.
و من چشم می‌بندم به رویشان
در دلم میگویم خدایا من از خشمت به رحمتت پناه آوردم .
آرامش مثل حصار محکم مرا در بر میگیرد.
براستی هرکس از خدا بترسد دیگر از چیزی نمیترسد.
#به_قلم_خودم

     نظر دهید »

    شور عشق

    08 اردیبهشت 1401 توسط حَوراء

    بسم الله النور
    امین آسمانها، مهربان زمینیان، شنوای راز آفرینش، بینای رازدار.
    من به فدای چشمان خندان و لبهای متبسمت عزیز من عزیز خدا عزیز بوتراب عزیز ام ابیها چه شگفت! وجود من کجا ونام و رسمت کجا
    قلم عِطر اگین می کنم از نامت تا وجودم بویت را بگیرد و فکرم منور شود از نورت شاید ضمیرم روشن شود و الله جل جلاله گوشه چشمی نصیبم کند.
    خواستم بگویم دوستت دارم وچه سعادتمندم که معبودم محبوبی چون تو دارد.
    خواستم بگویم با همین ژرفای نشناختنت و وسعت جهلم دوستت دارم چه رسد به شناخت ودانایی.
    #به_قلم_خودم
    #شوق_تو
    #رسول_اخرین_دوستت_دارم
    #الحمد_لله_ربّ_العالمین

     3 نظر

    مسجدالاقصی

    08 اردیبهشت 1401 توسط حَوراء

    بسم الله
    اری روزی در جایگاه معراج تو ای رسول آخرین همه مسلمانان با هم نماز می گزارند.
    #روز_قدس
    #فاطمه_تیرانداز

     نظر دهید »
    مهر 1405
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << <   > >>
            1 2 3
    4 5 6 7 8 9 10
    11 12 13 14 15 16 17
    18 19 20 21 22 23 24
    25 26 27 28 29 30  

    یا فارس الحجاز ادرکنی

    جستجو

    موضوعات

    • همه
    • بدون موضوع

    فیدهای XML

    • RSS 2.0: مطالب, نظرات
    • Atom: مطالب, نظرات
    • RDF: مطالب, نظرات
    • RSS 0.92: مطالب, نظرات
    • _sitemap: مطالب, نظرات
    RSS چیست؟
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس